سفارش تبلیغ
صبا ویژن

زمزمه نسیم


   کربلا داستان عجیبی دارد، آدمهایش هم داستان عجیبی دارند، در کربلا هر کسی داستان خودش را دارد. آدمهایی که در آن سال، در آن روز زندگی می کردند شاید بیشترشان نمی دانستند تاریخ را می سازند، تصور نمی کردند که خود را به قضاوت آیندگان می سپارند. شاید فقط به آن روزشان، به زندگیشان، به منافعشان فکر می کردند. شاید هرگز گمان نمی کردند که تاریخ شوند، که تاریخ بسازند.

   یکی می شود شبث بن ربعی که به امام حسین نامه می نویسد میوه های باغهایمان رسیده و رودهایمان پر آب است به سوی ما بیا که ما جز تو امامی نداریم و فردایش خود را، دین خود را به دنیا می فروشد و روز عاشورا مقابل امام می ایستد و آب رودخانه را به روی کودکان امام می بندد. یکی می شود سلیمان بن صرد خزاعی که به امام نامه می نویسد با مسلم بیعت می کند اما به کربلا نمی رود. یکی می شود حبیب بن مظاهر که حبیب خاندان می شود و یکی می شود حر بن یزید ریاحی که آخرین دم تاریخش را جور دیگری رقم می زند. یکی می شود عمر بن سعد که به طمع حکومت به مصاف حق می رود و خود می داند که دینش را به دنیایش می فروشد، یکی می شود شمر که مجاهد صفین بود و روز دیگر مقابل پسر علی می ایستد. بسیاری دیگر از آدمهای بی نام و نشان که یا به دنبال بزرگان قوم خویش و یا به طمع غنیمت هزار هزار شدند و عاشورا ساختند. و اگر این هزار هزار بی نام و نشان در کربلا نبودند شاید کربلا، کربلا نمی شد... .

    آیا آن سی هزار نفری که در کربلا بودند می دانستند تاریخ را رقم می زنند؟ آیا تصور می کردند که نام خود را در تاریخ می نویسند؟ اگر می دانستند که تاریخ چگونه قضاوتشان خواهد کرد چه می کردند؟

   شاید ما هم گمان کنیم زندگی خودمان را داریم و برای خودمان زندگی می کنیم اما حقیقت این است که ممکن است که لحظه ای در زندگی به جایی برسیم که ما هم تاریخ بسازیم، ما هم در تاریخ زندگی کنیم. وقتی به حسین(ع) لبیک می گوییم آیا فکر می کنیم که ممکن است روزی ما هم انتخاب کنیم؟ روزی ممکن است ما هم میان رفتن و ماندن تردید کنیم؟ شاید ما از خواص نباشیم اما هر انسانی می تواند تاریخ بسازد، وقتی مردمان عادی هزار هزار شوند آنها هم تاریخ می شوند. پس نمی شود بگوییم من یک فرد عادی هستم، من هم می توانم تاریخ شوم. پس وقتی لبیک می گوییم، آگاهانه بگوییم.

 



لیلا ::: شنبه 98/5/19::: ساعت 11:58 عصر


>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 51
بازدید دیروز: 168
کل بازدید :320891
 
 > >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
 
>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<<
شعر کوتاه[2] . شمع و پروانه . عدالت. ظلم. گنجینه. علی. منجی . عشق. جنون. لیلا. مجنون. ابراهیم. حسین. کربلا . عشق. یوسف. زلیخا . فدای سرت. مشکلات. حسرت. سنگ. ترس . فراز. فرود. نیکی. پاداش . فیثاغورث، فلک؛ چرخ و فلک . قران. ایوب. صبر . قیاس اقترانی . گنجشک. سرما. عهد بوق. مدرسه. . مادر . مهر. کین. عصر زرین. امپدوکلس. یونان. منجی . نگاه. درد. دل. زخم. . نیلوفر، مرداب، لاله، رز کویر . یاس. امید. انگیزه . کلافگی. کلاف. گره. بلاتکلیفی . کوزه، دخترک. باد. آب . آب، روشنایی، خواب. رفتن . آخرین ایستگاه، قطار، تنهایی. . آرزو. حسرت. فرصت. نقش. . ام البنین . امید، رویا، شیرین، فرهاد، لیلا، مجنون . انسان. هابز. ارسطو. امام ساجدین. خلیفه الله. . بابا نان داد . بهار، تابستان، پاییز، زمستان، درخت. . تردید. نیمه تاریک. معلق ماندن . ترس. خقیقت. ضرب المثل. عیب . تناسخ. هند. کره. انتقال. یونوسوس. زئوس. پرسه فونه . تو را دوست دارم . جاذبه زمین . خانه، دل، ویرانه، رفتن . دروغ؛ زمین، اسمان، کوه، رود . دلتنگی. کوچه . کوله بار. بن بست . دوستی دختر و پسر. تاریخ. ازدواج . رمان. ایرانی. اینترنتی. دوستی . روزگار، شادی، غم.سوگ . زندگی. رنج. درد جاودانگی. ناکامی. . زندگی. کتاب. قران. . ساده. رمان. کوری. ساراماگو. . سارتر. جهان. نیمه گمشده . سایه، ماه، ستاره، باران . سردرگمی، گیجی، کلافگی . شعر عاشقانه . شعر ناب .
 
 
 
 
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<